داستان‌های فانتزی

فقط کتاب


 


پائلو کوئیلو در سال ۱۹۴۷ در کشور برزیل در یک خانواده متوسط به دنیا آمد. پدرش، مهندس بود و مادرش خانه دار. کتاب های پائلو تا کنون به ۵۶ زبان زنده جهان ترجمه شده اند و فروش قابل توجهی در کشورهای جهان داشته اند. 

او در سن هفت سالگی به دبستان مذهبی «سن اگناسیو» در ریودوژانیو وارد شد. کوئیلو به تدریج دریافت که از فراگیری تعالیم مذهبی بیزار است. درپی آن کوئیلو از شرکت در مراسم مذهبی گروهی که بالاجبار برگزار می شد سر باز زد و تنفر خود را به آئین و فرایض دینی خود نشان داد.به رغم تمایل والدینش برای دنبال کردن درس و فراگیری رشته مهندسی، کوئیلو به وادی ادبیات علاقه مند شد و بر آن شد تا نویسنده شود. پدر کوئیلو احساس می کرد فرزندش از بیماری روانی خاصی رنج می برد. به همین دلیل در سن هفده سالگی، او را دو بار در بیمارستان روانی بستری کرد. در آن جا پزشکان برای معالجه کوئیلو، چندین بار از شوک الکتریکی استفاده کردند.پس از خلاصی از بیمارستان، پائلوکوئیلو به یک گروه تئاتر پیوست و کارهای پراکنده ای در مطبوعات انجام داد. در نظر تماشاگرانی که به دیدن این تئاتر رفته بودند، نمایش فوق کاملاً ضداخلاقی و ترویج دهنده فساد قلمداد شد.در پی آن پدر کوئیلو که به شدت ترسیده بود او را برای بار سوم در بیمارستان روانی بستری کرد. وقتی کوئیلو از بیمارستان روانی بیرون آمد خود را برای مدت مدیدی گم کرده بود. 

سی سال بعد، کوئیلو رمان «ورونیکا تصمیم دارد بمیرد» را در سال ۱۹۹۸ منتشر کرد. کتاب بیانگر تجارب شخصی او در این خصوص بود. کوئیلو خود می گوید پس از نشر کتاب، نامه های بسیاری را دریافت کرده که بسیاری دارای تجربه مشابه با او بودند. او پس از مدتی تصمیم گرفت مسیری که والدینش برایش انتخاب کرده بودند را طی کند اما پس از مدتی از ادامه تحصیل سرباز زد و دوباره به تئاتر پیوست. در پی آن کوئیلو موهای خود را بلند کرد و هیچ گاه کارت شناسایی خود را همراه خود نمی برد. او برای مدتی برای معالجه خود از دارو استفاده کرد و سپس به استفاده از مواد مخدر روی آورد.پس از مدتی یکی از آهنگسازان به نام رائول سیکساس از او خواست تا برایش شعر بسراید. نوار آهنگ هایی که او شعرش را سروده بود فروش خوبی کرد و برای اولین بار پائلو را به پول قابل توجهی رساند. او بیش از شصت شعر برای آهنگ های رائول سرود. آن ها با هم موسیقی راک برزیلی را دچار تحول کردند.همچنین آن ها اقدام به چاپ مجموعه داستان های کمدی سکسی به نام کرینگ-ها (Kring-ha) کردند. آن ها خلق این آثار را شیوه ای برای رسیدن به آزادی انسان ها قلمداد کردند. حکومت وقت کتاب های فوق را مضر دانست و آن ها را به زندان انداخت. 

رائول خیلی زود آزاد شد اما کوئیلو برای مدت طولانی در زندان ماند. چرا که او را به عنوان مغز متفکری که داستان های کمدی سکسی را خلق کرده بود شناختند. دو روز پس از آزادی، کوئیلو ربوده و به یک بازداشتگاه نظامی منتقل شد و در آن جا مورد شکنجه قرار گرفت. او در آن جا اعتراف کرد که دیوانه است و سه بار در بیمارستان روانی بستری شده. بدین شیوه او توانست از آن جا خلاصی یابد.او برای متقاعد کردن زندانبان ها حتی حاضر شد به خود صدمات جسمانی شدیدی وارد سازد. در سن ۲۶ سالگی کوئیلو تصمیم گرفت زندگی عادی و معمولی را دنبال کند. به همین منظور کوئیلو وارد یک شرکت ضبط موسیقی شد و به کار نسخه برداری مشغول گشت. در همانجا با زنی آشنا شد که بعدها با او ازدواج کرد.در سال ۱۹۷۷ آن ها به کشور انگلستان سفر کردند و کوئیلو با خرید یک دستگاه تایپ به کار نوشتن مشغول گشت. او در این کار موفق نبود پس به برزیل بازگشت و پس از مدتی از همسرش جدا گشت. در پی آن کوئیلو اقدام به خودکشی کرد. اما جان سالم از ماجرا به در برد.او پس از مدتی با زنی به نام کریستینا اوتیکیکا که از دوستان قدیمی اش بود ملاقات کرد. آن ها سفرهای طولانی را به اروپا داشتند. در کشور آلمان او با مرد فراواقعی آشنا شد. مرد چندین بار در مکان های مختلف بر او ظاهر گشت و از او خواست مجدداً به آیین کاتولیک ایمان بیاورد. او به فراگیری زبان نمادین کاتولیکی مشغول گشت. آن مرد عجیب از کوئیلو خواست تا جاده ای که به سوی سانتیاگو ختم می شود را بپیماید. 

این جاده که میان اسپانیا و فرانسه کشیده شده یک جاده خاص مذهبی است که زائران مذهبی بسیاری این مسافت را طی می کنند. در سال ۱۹۸۷ یک سال پس از انجام این فریضه دینی، کوئیلو اولین اثر خود «زائر کوم پوستل» را خلق کرد. در سال ۱۹۸۸ کوئیلو رمان کیمیاگر را خلق کرد. او در سن یازده سالگی به کیمیاگری علاقه مند شد و مدت طولانی برای فراگیری این علم وقت گذاشته بود.پائلو کوئیلو پس از فروش بالای کتاب کیمیاگر هیچ گاه حاضر نشد اعلام دارد که این داستان را از مثنوی مولوی دفتر ششم گرته برداری کرده است. در ماه سپتامبر ۱۹۹۹ پس از سفرهای طولانی به اقصی نقاط جهان کوئیلو از کشور اسرائیل دیدن کرد. تمام کتاب های او در این کشور فروش فوق العاده ای داشت و مسوولان حکومت از مضامین به کار گرفته شده توسط او حمایت کردند. ناشر کتاب های او در اسرائیل اظهار امیدواری کرده که روزی فرا رسد که مردم جهان برای خرید کتاب های نویسندگان اسرائیلی چون آثار کوئیلو در اسرائیل صف بکشند. 

در سال ۲۰۰۰ کوئیلو از ایران دیدار می کند. او پس از انقلاب اسلامی خود را اولین نویسنده غیرمسلمانی می نامد که به طور رسمی از ایران دیدار کرده است. او توسط نهاد گفت وگوی تمدن ها به ایران دعوت شد.به رغم این که در ایران قانون کپی رایت وجود ندارد کوئیلو موفق می شود حق التألیف آثار چاپ شده خود را در ایران دریافت کند و پس از آن به عنوان اولین نویسنده غیرمسلمان حق التألیف آثار چاپ شده اش را به طور مستمر دریافت کند. کوئیلو خود می گوید که هدایای گران بهای بسیاری را در ایران دریافت کرده است. او مدعی است: ایرانیان بهتر از مردم سایر کشورها توانسته اند با آثار من ارتباط برقرار کنند. او مدعی شد که در ایران احساس غربت نمی کرده و با مردمی آشنا شده که سالیان طولانی آن ها را می شناخته است. 

جالب این است که کوئیلو پیش از این در کنفرانس جهانی سازی داموس سخنرانی می کند. لازم به ذکر است که این کنفرانس در طول سال یک بار تشکیل می شود و تنها شخصیت های عالی رتبه کشورهای قدرتمند سیاسی و اقتصادی در آن حضور می یابند و حتی شخصیت های رده دوم اجازه ورود به این همایش را ندارد. کوئیلو در این نشست پیرامون آثار خود و نوع عرفانی که القا می کند صحبت به میان می رود. در آن نشست شیمون پرز از او قدردانی می کند و می گوید معنویتی که شما مبلغ آن هستید در خاورمیانه بسیار برای ما مفید است و ما بدین شیوه می توانیم صلح و آرامش را در کشور خود حکمفرما کنیم






نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 21:17 توسط حنّانه|



مطالب پيشين
» آخر خط...
» او با خودش
» سیب جنگلی
» تراژدی در سه پرده
» یک فنجان سکوت
» او خودش بود یا نبود ؟!؟
» بانوی زرد
» باغ آلبالو
» الکساندر دوما پدر
» مضحک نوشت امسال من

Design By : Pars Skin


بک لینک فا